تبليغاتX
بريدگی
تـ یـ کـ ه پـ ا ر ه هـ ا ی ذ هـ ن مـ ـن

تو سکته کردی

من در رگهای قلبت رسوب کرده بودم

من مُردم

تا به تو بپیوندم

 

+ تیکه پاره شده در  دوشنبه 25 اردیبهشت1385ساعت 4:44 AM  توسط مه دی  | 

داره بارون می آد ، نه رمانتیکه نه عاشقانه نه شاعرانه !

فقط می شه یه کم پنجره رو باز کرد و بدون گرد گلها و درختهای لعنتی یه کم خنک شد ، وگرنه هوا که مثل همیشه بوی گوگرد و زرنیخ و فاضلاب می ده ، نه اشتباه نکنید ! من تو یه شهر جنگ زده نیستم ، اینجا تهران است .

این حرف که اگه هر کس می دونست کی قراره بمیره چه جوری زندگی می کرد و چی می شد رو بذاریم کنار ولی واقعا اگه هر کس هر روز فکر کنه که بالاخره یه روزی قراره بمیره و اومدیم اینجا که بمیریم اونوقت واقعا بازم اینقدر این مردم زندگی رو جدی می گرفتند ؟!     به نظر من که یک شوخی بزرگه ..

امروز رانندگی کردنم کار خطرناکی بود چون اصلا حواسم به رانندگی نبود ولی خب جایی که باید می رفتم و می اومدم مجبور بودم با ماشین برم ، هرچند به خیر گذشت ، ولی جدی جدی مردم رو که تو خیابونا میدیدم دوست داشتم وایسم به هر کدوم قاه قاه بخندم و به حال همشون های های گریه کنم (البته خب نه همشون !)  کی داره واقعا نفس می کشه ؟ مالیخولیام اینقدر زده بود بالا که هیچ رقمه درست نمی شد (حتی با سیگار! ) .

شایدم به خاطر این باشه که (صدای بارون قطع شد ، یکی از همسایه هامون داره بلند بلند استفراغ می کنه، پنجره رو بستم ) کارام داره رو هم تلنبار می شه منم دارم زیرشون له می شم به خاطر همین سر درد و سایکوزیسم زده بالا ! نمی دونم ولی هر چی هست من زندگی رو جدی نمی گیرم هر چی می خواد بشه ، به قول بچه ها ملالی نیست !

 

+ تیکه پاره شده در  پنجشنبه 21 اردیبهشت1385ساعت 1:58 AM  توسط مه دی  | 

" پدر ماری روزی به من گفت : « فقر چیز بدی است ، ولی بدتر از آن وضعی است که اکثریت مردم دارند ، آن قدر دارند که زندگیشان یک طوری می گذرد . » گفتم : « ثروتمند بودن چطور است؟ » و از شرم سرخ شدم . او مرا برانداز کرد ،  او هم سرخ شد و گفت : « پسرم ، اگر فکر کردن را کنار نگذاری ، عاقبت خوشی نخواهی داشت . اگر من جراءت و ایمان داشتم که در این دنیا می توان کاری از پیش برد ، می دانی چکار می کردم ؟ » گفتم : « نه . » دوباره سرخ شد و گفت : « تشکیلاتی درست می کردم که از بچه های ثروتمندان سرپرستی کند . مغزهای علیل و نادان همیشه اصطلاح " غیر اجتماعی" را برای مردم فقیر بکار می برند . » "

                                                               عقاید یک دلقک - هاینریش بل

+ تیکه پاره شده در  یکشنبه 17 اردیبهشت1385ساعت 3:37 AM  توسط مه دی  | 

" از عمر ما چه باقی مانده

که سکوت صدای باران را دوباره شکست "

                                                                                      مهرنوش

+ تیکه پاره شده در  یکشنبه 3 اردیبهشت1385ساعت 6:8 PM  توسط مه دی  |