|
تـ یـ کـ ه پـ ا ر ه هـ ا ی ذ هـ ن مـ ـن
|
یه چیزی مثل ریخت من بعد از این همه سانسور
حالا این که چرا از چپ بلند میشم و به شمال و جنوب می بندم به دیوار
ولی امشب همون حالی که پارسال بود نیست
انگار نه انگار که برف اومده
می دونم صب باز باید تو چشاش نیگا کنم حالا یا اون یا مادرش
دیروز یه جوری نیگام می کرد که.. نه! پریروز بود
منم گفتم آره کیف کردی؟!
حالا فردا بازم مثل قبل..
تا ببینتم در میره
" حالا که دو روز است
این دو روزهی دنیا
آمین یا رب العالمین "
یک هایکو از ایسا
ترجمه بسیار زیبا و بومی از استاد عزیز مسیح طالبیان
یک توضیح کوچک اینکه ایسا این هایکو را پس از مرگ دخترش میسراید.
پ.ن: به مناسبت سالگرد تولد وبلاگم گفتم یه تغییراتی بهش بدم!
البته شاید اتفاق مهمی نباشه ولی خب به همین مناسبت و طی مراسم با شکوهی پس از دو سال از سمت وصله ناجوری استعفا داده و این پست خطیر را به یکی از ستاره های دنباله دار ماورای شرقی فلک الافلاک واگذار می نمایم. باشد که تمام تواناییهای لازم را در این امر به کار بسته تا بتوانم به هر چه که هست برسم و هر روز برای بالاتر رفتن آسمان و رسیدن هوا به آخرین نقطه دنیا پیوست شوم.
- هی! آقا یکی اینو بیاره پایین حالش بده!
- من معذرت می خوام از حضار یه کم احساساتی شدم! آخه دو سال کم نیست!
- از ستاره ی دنباله دار ماورای شرقی فلک الافلاک درخواست می کنیم پرواز کنند..
- که منم مِه دی، دی، اسفند..