|
تـ یـ کـ ه پـ ا ر ه هـ ا ی ذ هـ ن مـ ـن
|
جوجه خوابش میاد
جوجه بیدار شده نق می زنه به جونم
تنها شده نه خسته
خسته شده نه تنها
نه اصلا می خواد موهاشو بندازه پایین تا بیای بالا
اون بالا بالاها طبقه چهاردهم
راستی شعر من چی میشه؟
هفتم غربی.. پلاک هزار و سیصد و هشتاد و شش
از سر و گردنم به ماه، به ماهت نمی رسم
دستم به پایم نمی رسد
پا بند دستم به دست توست
به گردنت
حالا به ماه