تبليغاتX
بريدگی - یه روزی ، یه جایی ، یه کسی ... نمی دونم چی شد
تـ یـ کـ ه پـ ا ر ه هـ ا ی ذ هـ ن مـ ـن

دیشب خواب دیدم مرده بودی

کاش هیچ وقت از خواب بیدار نمی شدم

چون

من نگهبان روح سرگردان تو شده بودم

هر چند باز هم مرا نمیدیدی

یکی از مرده ها می گفت : این چه زیباست ! ( تو را می گفت )

من گفتم : خب چه ربطی دارد ؟! همه می میرند

تو دنبال چیزی می گشتی

وقتی از خواب پریدم

 دیدم هنوز پیش من است

 

( وبلاگ نوشتن تو شبی که فرداش امتحان داری و نمیری بدی هم حال و هوای خوبی داره ،  نه از این جهت که های! مردم بیاین برا من دل بسوزونید که آخی .. طفلکی .. حالا چرا؟! .. یا اینکه های! مردم بیاین به من اصرار کنید که برو حالا امتحان رو بده .. حیفه .. یه ترم عقب می افتی ..  و قص علی هذا

آره جونم این حرفا نیست ، ما که این درسو مشقا خیالیمون نیستو بزنم به تخته بار اولمونم نیست که از این کارا می کنیم ، فقط  از این جهت جاش می سوزه که باز یاد اول ترم می افتمو ..

اصلا ولش کن ، به ما نیومده

بذار این جیر جیرکه قصه بگه )

 

+ تیکه پاره شده در  چهارشنبه 28 دی1384ساعت 1:51 AM  توسط مه دی  |