تبليغاتX
بريدگی - آپ دیت
تـ یـ کـ ه پـ ا ر ه هـ ا ی ذ هـ ن مـ ـن
هر وقت این تقویم رومیزی را نگاه می کنم و می بینم که چند روزی از تاریخ روز عقب افتاده می فهمم که الان چند روزه که همه چیز سر جایش نبوده، و معمولا هم می دونم که چرا این اتفاق افتاده مثلا چند روزی خونه نبوده ام یا صبح زود تا آخر شب بیرون بوده ام ولی الان یک مدته که هر چند روز یک بار داره این اتفاق می افته و من نمی دونم چرا؟! دیروز که نگاهش کردم و دیدم هنوز روی تاریخ ۱۵ شهریور مونده تا اومدم درستش کنم یک لحظه به فکر افتادم که چرا این کار که از تقویم عقب بیفتم داره زیاد و بی دلیل می شه؟! نمی دونم .. چیزی به ذهنم نرسید، نمی دونم چی سر جایش نبوده که بذارمش سر جاش!

" دیدار میسر می شود" این جمله رو هم دیروز شنیدم، برام خیلی جالب بود که کسی از این ادبیات استفاده کنه! به نظرم اگه همه مردم از این ادبیات استفاده می کردن بیشتر مشکلاتمون حل می شد.

با این که زیاد آدم خرافاتی نیستم ولی "بهشت" رو خیلی دوست دارم و فکر می کنم که من باید برم اونجا و مطمئنم که تو این دنیا بهشت وجود نداره (هر چند الان دیگه کسی به این حرف اعتقاد نداره یا این که مردم عجول شدند نمی دونم دلیلش هر چی که هست، ولی اینو فهمیدم که  همه هر جوری هست می خوان همین جا برا خودشون بهشت درست کنن شایدم حق با اونا باشه شایدم بهشتای دیگه پر شده باشه و دیگه ظرفیت نداشته باشه و به همین خاطره که مردم در به در دنبال اینن که همین جا یه بهشت برا خودشون درست کنن و دل به بهشتای دیگه نبندن! ولی من اینو مطمئنم که اینجا رو هر کاریش هم بکنی بازم برات بهشت بشو نیست میلیارد میلیارد هم پول داشته باشی بازم ممکنه نتونی یه شب راحت بخوابی بی پولاش که دیگه هیچی! ) به همین خاطر به این نتیجه رسیدم که  باید تو یک دنیای دیگه باشه.

پس زنده باد مرگ!

که همیشه راست می گوید!

 

+ تیکه پاره شده در  چهارشنبه 22 شهریور1385ساعت 0:23 AM  توسط مه دی  |