|
تـ یـ کـ ه پـ ا ر ه هـ ا ی ذ هـ ن مـ ـن
|
به نظر من کاملا شانسیه، چه از نظر کلی یعنی انتخاب مسیر، چه از نظر جزئی یعنی انتخاب لاین. بعضی وقتا آدم تو یه لاینی میافته که خوب میره جلو، بعضی وقتام نه! من خودم از این که هی لاین عوض کنم خوشم نمیاد، وقتی یکی رو میرم دیگه میرم..
فقط یه چیزی خیلی بده! این که یه نفر با یه کار، یعنی می خوام بگم خیلی زور داره اتفاقاتی که تو زندگی آدم میافته دست خودش نباشه. به خاطر ندونم کاریه یک نفر.. بیافتی تو هچل! خب آخه داشتیم زندگیمونو می کردیم دیگه..
دوست دارم تا آخر این راه رو برم، هر چی بشه آیندهام همون بوده! تا حالا چند بار پیش اومده که پیاده یا سواره مسیرهایی رو همین جوری بی هدف رفتم و رفتم تا خسته شدم یا نشدم و دلم خنک شده و برگشتم حتی اگه برگشتی هم نداشته باشه، فقط می خوام ترافیک نباشه.
چقدر قشنگه که غلبه بر ترس یعنی رسیدن به سعادت. اگه فرض کنیم سعادت یعنی رسیدن به همه چیزای خوب پس من دیگه می خوام تو همه موارد بر ترسهام غلبه کنم. اینم یکی از اون جمله های خوب استاد خوبم بود، دستش درد نکنه.
آها، یه چیز مهمه دیگه اینه که آدم اگه میدونه کجا می خواد بره، دقیقا مستقیم بره به همون طرف، بهترین مسیر همون مسیریه که توش هستی و مستقیم تره. حتی اگه ترافیک باشه. مثال: مقصد- پارک وی- تو بزرگراه صدر نزدیک قیطریه تو ترافیک گیر کردی و دیرت شده، مطمئن باش اگه یه دفعه به فکرت بزنه که...( در اینجا احساس کردم که دارم خیلی مزخرف می نویسم و احتمال زیاد دوباره قاط زدم ! حالم که خوب نیست زیاد..)
همچنان فکر میکنم به دنیا نیامدن من خیلی بیشتر از به دنیا آمدنم به نفع جامعه بشریت بود (معمولا حوالی تولدم از این فکرا زیاد به سرم میزند!)